تجربه
بعضی چیزا خیلی گرون بدست میان
یا
اصلا بدست نمیاین مثل ...
هر چیزی که دوس داری
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 15:39 توسط ستایش
|

رفتن
رفتن
رفتنه
و
موندن
خیال
دارم میرم دیگه دیر به دیر میام
ولی بی معرفت نمی شم
فراموشم نکنید......
دوستون دارم 
+
نوشته شده در سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 0:35 توسط ستایش
|

کاش میشد
کاش می شد
بعضی چیزا
بعضی اتفاقا
بعضی آدما
رو از مغزت shift+delet کنی
+
نوشته شده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 3:24 توسط ستایش
|

قیمت
دارم همه ی دوستای خوب رو از دست میدم
فقط به قیمت
یه دونه متفاوتش
یا شاید
یه دونه بدش
فقط چون من
ازش متنفرم
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 4:23 توسط ستایش
|

نگرانی
وقتی فقط واسه یه چیز مشخص نگرانی خیلی
کم تر زجر میکشی .....
تا وقتی الکی و بی بهونه واسه چیزای که نمیدونی
چی هستن نگران باشی..........
آخ که امشب دلم داره میترکه.....
+
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 4:1 توسط ستایش
|

بد یا خوب
داشتم فکر میکردم هیچ کدوم از آدما
هیچ وقت فکر نمیکنن که آدم بدی هستن
برعکس همه تصور می کنن بهترین آدم روی
زمین هستن.................چون
همه فکر میکنن کاری که انجام میدن بهترین
و درسترین کار دنیاست حتی کسایی که ازشون
متنفریم.........حتی یکی مثه هیتلر فکر می کرده
داره به یه گروه از مردم لطف میکنه با کاراش... 
+
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 3:54 توسط ستایش
|

وقتی یک نفر می مرد...
وقتی یک نفر میمره....
فکر میکنیم اون
اولین نفریه که مرده....
*شاید این اولین جمله قشنگی باشه که در وصف مردن یه عزیز تو یه فیلم شنیدم
+
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 4:27 توسط ستایش
|

و تناقض....
از عشق متنفرم..........
ولی
کاش میشد تجربش کنم........
+
نوشته شده در دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 3:0 توسط ستایش
|

حتما باید اعتراض کرد.....؟؟؟؟؟؟
این روزا باید یه آدم سیاسی باشی
باید از این دولت بد بگی ....
جالبه ولی هیچ کس فکر نمیکنه
آخه مگه میشه فقط اعتراض کرد
اعتراض کرد که چی بشه ....
مگه نتیجه ی اعتراض پدرا و مادرامون
نشد اینی که خودمون بهش اعتراض داریم
تازه اونا که یه نفرو داشتن که بهشون بگه
چه کار کنن ولی ماچی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
هر کس زورش بیش تر باشه
هر کس بتونه بیش تر گند اینا رو رو کنه
آخری نداره این بچه بازی های مثلا سیاسی
+
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 4:13 توسط ستایش
|

شاید یه تغییر....
می دونم مسخره به نظر میرسه اما بازم
بن بست
بعضی موقع ها اینقد دلنگران یه نفر هستی
که به این فکر می کنی که شاید یه تغییر فقط
یه کوچولو
می تونه زندگیه اون یه نفر رو عوض کنه
که شاید خوشحال شدن اون بتونه راهی بشه
واسه پرواز
واسه پرواز تو از بن بستت بازم میگم می دونم
مسخرست
که پرواز تو رو خوشحالیه یه نفر دیگه درست کنه
شایدم کلیشه ای
+
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 2:1 توسط ستایش
|

|